١٤ / ٦ / ١٣٨٩

پاره آجر شماره‌ی سه

گفت: مرا وصیتی کن. 
گفت: مردگان منتظر تواند!
                     از رساله‌ی  قشیریه

رونوشت ها
٢٥ / ٥ / ١٣٨٩
پیام: 0

ربنای ما

تلوزیون ندارم. یعنی داشتم دادم رفت. آن‌هم با کمال میل. اصلا وقتی که مجرد باشی وقتی سی‌سال‌ات باشد اصلن تو را چه به تلوزیون؟ جواب‌  هم نمی‌دهم یعنی ندارم که بدهم یک کلمه می گویم خوشم نمی‌آید و تمام. آن مناظره‌ی لعنتی را هم رفتم خانه‌ی ‍پدری دیدم که ای کاش آن را هم نمی‌دیدم. اگر هم به تریچ قبای مبارک بعضی‌ها بر می‌خورد اصلا ایرادی ندارد می‌گویم: آقا جان نگاه کردن به رسانه‌ی ملی! سعادت می‌خواهد که ندارم تازه شبکه‌های بلاد کفر هم چندان چنگی به دلم نمی‌زند مگر الان تلوزیون که داشتم ....
اما حالا دارم می‌شنوم که ربنا ‍پخش نمی شود لابد مشکل فنی ‍پیش آمده که البته بعید هم نیست راست هم که باشد باز احتمال باورش هست بلاخره ما هم خودمان این‌جایی هستیم.
الغرض گفتم اگر ‍پخش نمی‌شود ملالی نیست که سایت هارمونیک قبلا زحمت کشیده و شرح واقعه‌ی ایجاد ربنا را داده به همراه یک لینک دانلودش که به گفته‌ی استاد این یکی ک‍پی رایت ندارد و راحت‌تر می‌شود رفت سر وقت‌اش.
اگر ‍پخش نمی‌کنند خودمان ‍‍پخش می‌کنیم. فقط باید کمی مواظب همسایه‌ها بود.
سایت هارمونیک

رونوشت ها
٢٣ / ٥ / ١٣٨٩
پیام: 1

ما و آن‌ها


ما شما را کابوس می‌دیدیم
به ما می‌خندیدند
آن‌ها نگران شما می‌شدند
و شایعه از خواب‌های بفشی حرف‌ می‌زد که به هیچ دخترکی رحم نمی‌کند.

اما شما باور نمی‌کردید
 هر شب توی خواب‌های ما
عاشق می‌شدید
شکست می‌خوردید
می‌مردید.


 آن‌ها هنوز از ماه چهارده می‌ترسیدند
از چهارده سالگی وحشت داشتند
و هر روز چهار بار قلب‌شان تند می‌زد.


‌ ما توی مهتاب می‌مردیم
 شما جیغ می‌کشیدید
 ماه چهار بار  توی دقیقه‌ی چهاردهم
ما و شما را برفک نشان می‌داد.


آن‌ها نگران شما می‌شدند و


ما را بیدار می‌کردند!


ادبيات
٢٢ / ٥ / ١٣٨٩
پیام: 2
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | ... | 44 |