از جراحت پریم یا مولا
خون دل میخوریم یا مولا
خلیل جوادی

حسن جوهرچی همان بازیگری که معمولا نقش آدمهای خیلی خوب را بازی میکند به تازگی شده است مجری. آنهم در کمال ناباوری هر چند که کار به جایی رسیده است که اگر یک روزی هم دیدید فرزاد حسنی کاندیدای مجلس شده است نباید تعجب کرد. حالا شما گیر ندهید که نمایندهی مجلس شدن آنهم در این زمانهای که روی قانون مجلس اما و اگر میگذارند چهکاریست حالا! اما به هر حال جوهرچی اینشبها مجریست به همین راحتی.
اما همین دیروز خبرآنلاین همیشه فعال لطف کرده و یک مصاحبه از ایشان رفته که بسیار جالب است. جالب نه آنکه جوهرچی مصاحبه کرده که فکر میکنم از مصاحبههای رنگارنگ این دست بازیگران حالا دیگر میشود یک دایرهالمعارف بیست و چند جلدی کار کرد. که جالب از این نظر که خیلی صادقانه و البته با نوعی سنگرگیری گفته و اعلام کرده که من همینام که هستم و به کسی مربوط نیست. البته نقل به مضمون.
از مصاحبهی جالب ایشان میخوانیم:
"من کار خودم را انجام میدهم. کاری که به گمانم درست است و دوستش دارم. مخاطب میتواند قبول کند یا نکند.
شما میتوانید و حق مسلمتان است که به عنوان مخاطب چنین فکر کنید موافق هر کسی را بهر کاری ساختند نیستم. به نظرم هر مجری و بازیگری توانایی اجرای هر برنامهای را دارد."
حتی به قیمت مخاطب پسند نبودن آن برنامه؟
"این نظر شماست که ماه عسل را مخاطب پسند نمیدانید. آمار و اطلاعات سازمان بیانگر چیز دیگری است".پس بیخیال نقد و نظرات؟ " اهمیت چندانی ندارد. من کار خودم را انجام میدهم و آن ها هم کار خودشان."
میخواهیم بگویم بگذریم از اینکه چه افغانستانی شده است فرهنگ این مملکت که یک بازیگری که توی تلوزیون نه خصوصی که مثلن ملی یک مملکت دارد مجریگری میکند آنهم با آن حال و اوصاف راحت و بیدغدغه این گونه از عرش به فرش نگاه میکند. میخواهم بگویم بگذریم از اینکه چه عواملی باعث اینگونه رفتارها شده است. بلکه مشکل از همانجایی آغاز میشود که ما منتقد را جدای از مخاطب میدانیم که بازخورد انتقادی جامعهی ما چندان مطلبوب نمیشود. به گمانام اگر انتقاد جزیی از مخاطب باشد و به نظر مخاطب نه فقط به عنوان یک نظر سنجی نگاه کنیم به راحتی میشود لااقل از این مجریها کار کشید.
بیربط نیست: چند وقت پیش همشهری 24 یک پرونده کار کرد دربارهی سریال درپناه تو که همین آقای جوهرچی نقش محمد را بازی میکرد و البته توی یک لندکروز فکر کنم به نوار به یاد درویشخان لطفی هم گوش میداد.... بگذریم نویسندهی همین سریال در مصاحبهاش گفته بود که: محممد مجوز ما بود.!
همین!
سایت فرارو از دستاش در رفته و به جای خبرآنلاین و تابناک که دست گذاشتند روی قسمتی از مصاحبهی کلهر که گفته بود احمدی نژاد از فدرال اقتصادی خوشاش آمد( نقل به مضمون) در قسمت آخر خبر مربوط پاراگراف جالبی را به نقل از کلهر نوشته به این عنوان که:
" ما یک مقدار تربیت سیاسی نیاز داریم من حرف احمد توکلی را قبول دارم که میگوید جای حزب خالی است. البته از دید بنده نه تنها چند ماه قبل از انتخابات، یا برای کسب قدرت، بلکه برای آموزش سیاسی به همه اقشار جامعه که حداقل به یک دستور زبان و واژگان سیاسی مشترک برسیم."
و نکته جالبتر اینکه باز فرارو دستو دلبازی کرده و چند کامنت شیرین از دستاش در رفته با این عنوان که:
یکینوشته: جناب آقای کلهر راستی سناریوی مناظره رو کی نوشت؟
و دیگری هم نوشته: يعني اينقدر هوا براشون پس شده كه به اصطلاح " خان هم فهميد؟!!"
و البته یکی هم خبر از سقوط داده است.
اما گذشته از این بازیها کلمهی تربیت سیاسی را واقها راست گفته این آقای کلهر. اما اشاره نکرده کجا باید این تربیت سیاسی داده شود. دانشگاه یا حوزه جواب این سوال نیست که به گمان من یکی ایجاد زیر ساختهایی برای دمکراسی در هر جامعهای در آینده خود تریبت کنندهی سیاسیون خواهد بود. به عبارت دیگر دموکراسی خودش میتواند مردان خودش را تربیت کند فقط باید کمی به این مردان حوصله یاد داد.



