١٥ / ٦ / ١٣٨٩

ما مشکل اخلاقی داریم 1


 خانم هارانی نوشته بود :
     .... و مسخره این جاست که یک جور قانون بی شرمانه ی راه رفتن توی این خیابان های بوی گند گرفته روابط اجتماعی  می گوید: هرچقدر سرت را بالاتر بگیری و هر چه قدر هم قدم هایت را مغرورانه تر و گستاخانه تر برداری اگر به مقصد هم نرسیدی مهم نیست که مهم این است راه بندان ایجاد می کنی تا از نرسیدن دیگران نسوزی....
و مسخره تر این جاست راه رفتن را نوعی ایثار می دانیم برای این خیابان هایی که دیر یا زود توی فاضلاب های این شهر غرق خواهند شد.
 خانم هارانی کتانی هایش را هر سال توی حیاط خانه اش چال می کرد و روی شان خاک می ریخت و کمی هم اشک.

رونوشت ها
٣ / ١٢ / ١٣٨٨
پیام: 4
پارسی بنویسیم
نظر شما منتشر شود؟
ایمیل شما منتشر شود؟
مرضیه طالبیان
٨ / ١٢ / ١٣٨٨
talebian_m1369@yahoo.com
neynavaz.blogsky.com
چقدر من شبیه این خانوم هارانی هستم. واقعا تعجب می کنم.
ليلا عباديان
٥ / ١٢ / ١٣٨٨
leila_ebadiyan@yahoo.com
www.1navdoon.blogfa.com
نمي دونم چرا اين خانم هاراني همه ي اون كارهايي رو كه ادم دلش مي خواد انجام بده ، انجام ميده.
آذر
٥ / ١٢ / ١٣٨٨
www.azarnevesht.blogfa.com
دلم مي خواد برم حونه خانم هاراني رو بخرم بعد بيفتم به جون باغچه اش دوست دارم بدونم خانم هاراني چه كتاب هايي مي خونده.
bita
٣ / ١٢ / ١٣٨٨
ایمیل محفوظ
http://bitabashzadeh.persianblog.ir/
ببین من اینجا رو که میگی: تا از نرسیدن دیگران نسوزی رو نمیفهمم. اینجور آدمها از نرسیدن دیگران نمیسوزند از رسیدنشان میسوزند. ولی در این میان هستند کسانی که آهسته و از کنار خیابان راه میروند تا مانع دیگران نشوند شاید خودشان هم برسند.